close
تبلیغات در اینترنت
داستان کوتاه طنز

 

 

جوک خنده دار عشق و بارون! | جوک های ته خنده و خنده دار


ﭼﻪ ﮐﻴﻔﯽ ﻣﻴﺪﻩ ﺗﻮ ﺑﺎﺭﻭﻥ، ﺗﻮﯼ ﻳﻪ ﮐﻠﺒﻪ ﺟﻨﮕﻠﯽ 

ﺑﺎ ﻋﺸﻘﺖ ﮐﻨﺎﺭ ﺷﻮﻣﻴﻨﻪ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﺎﺷﯽ و ﺻﺪﺍﯼ ﺳﻮﺧﺘﻦ ﭼﻮﺏ ﺳﮑﻮﺕ ﺭﻭ ﺑﺸﮑﻨﻪ و ﻋﺸﻘﺖ ﺑﻐﻠﺖ ﮐﻨﻪ

 ولی بعد ﻳﻬﻮ ﻳﻪ ﺧﺮﺱ ﮔﻨﺪﻩ ﺑﻴﺎﺩ ﺗﻴﮑﻪ ﭘﺎﺭﺗﻮﻥ ﮐﻨﻪ 

ﺗﺎ ﻫﻴﭽﻮﻗﺖ ﺩﻳﮕﻪ ﻫﻮﺱ ﺍﻳﻦ ﺭﻭﻳﺎﻫﺎﯼ ﺧﺎﮎ ﺑﺮ ﺳﺮیو نکنین LOL
:X:X

 

 

 

  • نویسنده : Ali
  • بازدید : 207بار
  • انتشار : چهارشنبه 14 اسفند 1392 - 20:49
http://up.cafe-barani.ir/up/cafe-barani/love/s1/cafe-barani.ir.jpg
دختر: می دونی فردا عمل قلب دارم ؟


پسر: آره عزیز دلم . . .


دختر: منتظرم میمونی ؟


پسر رویش را به سمت پنجره اطاق دختر بر میگرداند تا دختر اشکی که

از گونه اش بر زمین میچکد را نبیند و گفت ، منتظرت میمونم عشقم . .


دختر: خیلی دوستت دارم . .


... پسر: عاشقتم عزیزم . .
.
.
بعد از عمل سختی که دختر داشت و بعد از چندین ساعت بیهوشی کم

کم داشت ، به هوش می آمد ، به آرامی چشم باز کرد و نام پسر را

زمزمه کرد و جویای او شد ..


پرستار : آرووم باش عزیزم تو باید استراحت کنی . .

دختر: ولی اون کجاست ؟ گفت که منتظرم میمونه به همین راحتی

گذاشت و رفت؟


پرستار : در حالی که سرنگ آرامش بخش را در سرم دختر خالی میکرد

رو به او گفت ؛ میدونی کی قلبش رو به تو هدیه کرده؟


دختر: بی درند که یاد پسر افتاد و اشک از دیدگانش جاری شد .. آخه

چرا ؟؟؟؟؟!!


چرا به من کسی چیزی نگفته بود .. بی امان گریه میکرد . .


پرستار: شوخی کردم بابا!! رفته دستشویی الان میاد :D

:)) :))))http://up.cafe-barani.ir/up/cafe-barani/s/21.gifhttp://up.cafe-barani.ir/up/cafe-barani/s/21.gif:D:D
  • نویسنده : Ali
  • بازدید : 177بار
  • انتشار : شنبه 03 اسفند 1392 - 20:19